کدخبر: 15962

آیا ممکن است کل سیاره زمین، همانند یک درخت، موجودی زنده باشد؟شاید باور نکنید اما این دقیقاً همان نظری است که برخی از دانشمندان، مدتی است آن را مطرح کرده اند.

راستان نیوز |

 آیا ممکن است کل سیاره زمین، همانند یک درخت، موجودی زنده باشد؟ آیا ممکن است یک شعور زنده در تمامی سیاره ما جاری باشد؟ شاید باور نکنید اما این دقیقاً همان نظری است که برخی از دانشمندان، مدتی است آن را مطرح کرده اند.

اما صحبت از «روح زمین» آن هم از سوی دانشمندان – و نه مثلاً سرخپوستان – بسیار غیرمنتظره به نظر می رسد.

در یک بعدازظهر پاییزی در سال ۱۹۶۵ یک دانشمند انگلیسی به نام دکتر جیمز لاولاک که برای سازمان فضایی آمریکا (ناسا) کار می کرد، در دفتر کارش در کالیفرنیا نشسته بود و به سؤالاتی فکر می کرد که مدت ها ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده بود. این سؤالات، همگی به موضوع شگفت انگیز استمرار «حیات» در سیاره ما بازمی گشت.

      یکی از این سؤالات، در مورد مناسب ماندن شرایط حیات در دریاها بود. همان طور که می دانید صدها میلیون سال است که آب باران، سطح زمین را می شوید و مواد معدنی را در خود حل کرده و به دریاها می ریزد. سپس این آب، دوباره از سطح دریا تبخیر شده و بازهم به صورت باران درمی آید.

اما با توجه به آنکه این چرخه، میلیون ها سال متوالی ادامه داشته، پس باید تاکنون آب دریاها از نمک، اشباع شده بود و همگی دریاها به شوره زار تبدیل می شدند اما چنین اتفاقی رخ نداده است.

      و اما یک سؤال دیگر: «چرا با اینکه چند میلیارد سال از شکل گیری سیاره زمین گذشته است، اما هنوز هم گازی نظیر اکسیژن – که به شدت فعال است – در اتمسفر آن وجود دارد؟ چرا طی این مدت بسیار طولانی، این گاز فعال (که در ضمن، برای استمرار حیات در سیاره ما ضروری است)، با عناصر دیگر ترکیب نشده و از حالت آزاد خارج نشده است؟»

گایا در اساطیر یونان، اسم مادر زمین بوده و مظهر باروری و سمبل زنانگی و مادرانه زیستن است.

نظریه گایا در دو دهه گذشته زمینه ایجاد مباحث جدید به ویژه در ماهیت و فلسفه علوم محیطی، زمینه های مدل سازی و مطالعات پیشرفته در اقلیم شناسی را فراهم کرده است.

براساس نظریه گایا، لاولاک (2000) زمین را به عنوان یک ابر موجود زنده معرفی نموده است. او چرخه مواد غذایی حاصل از خاک و سنگ که براثر جویبارها و رودخانه ها به جریان می افتد را به گردش خون در بدن جانوران تشبیه می کند.

دراین تشبیه رودخانه ها در حکم رگ ها، جنگل درحکم ریه و اقیانوس به مثابه قلب زمین است.

نظریه گایا درواقع مجموعه ای از فرضیه هاست.

اولین آنها می گوید که حیات بر محیط زیست زمین آثار عمده ای می گذارد.

فرضیه گایا در سطح بعد تاکید می کند که آثار حیات در جهت بهبود محیط برای خود حیات است.

مورد سوم می گوید که گایا به طور عمده و آگاهانه کنترل محیط زیست کره زمین را در اختیار می گیرد.

بنابراین به نظر می رسد که وجود بازخوردهای مثبت و منفی که در اقیانوسها و اتمسفر عمل می کنند برای توجیه مکانیسم های اثر حیات بر محیط زیست کافی باشد.

بر اساس نظریه گایا، کل موجود چیزی بیش از اجزای آن است و نمی توان صرفا با نظر به تک تک اجزا درباره کل و مجموع نیز آگاهی پیدا کرد، بلکه برای شناخت کل باید رهیافتی کل گرایانه در پیش گرفت.

این رهیافت که با رهیافت های فرد گرایانه یا انسان گرایانه تفاوت دارد، برای سایر اجزای موجود در طبیعت نیز حرمت و منزلت قائل می شود و بر این نکته تاکید دارد که تعامل ساختارهای زنده تنها در چارچوب محیط های مادی و از طریق عوامل مادی صورت نمی گیرد بلکه در این میان عوامل غیرمادی نیز نقش بازی می کنند.

دو نکته مهم که در این نظریه بر آن تاکید بسیار می شود، عبارت است از اینکه تداوم ثبات و پایداری و بقای زیست بوم های موجود در کره زمین در گرو موجودیت حد و مرزهای معین است و دوم آنکه موجودات زنده ای که با محیط زیست خود به خوبی تعامل می کنند و در نوعی همزیستی مسالمت آمیز و سازنده با آنها به سر می برند، بهره زیادی عاید نسل های بعدی خود می سازند و فرزندان خویش را از شانس بقای بالاتری بهره مند می سازند.

البته فرضیه گایا موجب پیدایش گروه هایی از هواداران متعصب محیط زیست به ویژه اکوفیمینیسم ها بوجود آورده است که اعتقاد دارند بشر هرگز نباید نظم طبیعی زمین را دستکاری کرده و یا جزیی از آن را تغییر دهد.

مفهوم گایا این شعر قدیمی فارسی را به خاطرمان میاورد که میگوید:

بنی آدم اعضای یکدیگرند                                      که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار                             دگر عضوهارا نماند قرار

 

 

 

ارسال نظر

نظرات کاربران
  • ناشناس

    باعرض سلام
    قرآن کریم در چهارد0 قرن پیش تاکید فرموده است که خداوند کل هستی را کلاو اجزاء انرا جدا جدا داری درک وفهم وشعور و عقل واختیار و نطق وبیان وتکلیف ورستاخیز پس از مرگ و جزا و مکافات در سرای دیگر معرفی فرموده است ولذاموضوع منحصر به زمین نمیباشد ولی متاسفانه ما انسانها ی بظاهر مسلمان ازاهمیت رهنمودهای قرآن غافل مانده ایم.
    بنا براین نظر فوقق الاشاره که مطرح فرموده اید تازگی ندارد