کدخبر: 11030

قصه ها و حکایتهای ایرانی، همگی حاوی مضامین اخلاقی و هدایت گری می باشند، که اگر بدرستی و با دقت در باره آنها تامل کنیم، نکات ارزشمندی را برای ما روشن میکنند و ما میتوانیم برای ساخت جامعه ای بهتر، از آنها بهره ببریم.

راستان نیوز |

راستان نیوز | قصه ها و حکایتهای ایرانی، همگی حاوی مضامین اخلاقی و هدایت گری می باشند، که اگر بدرستی و با دقت در باره آنها تامل کنیم، نکات ارزشمندی را برای ما روشن میکنند و ما میتوانیم برای ساخت جامعه ای بهتر، از آنها بهره ببریم.

حکایت زیر پند بزرگی درون خود دارد. شما چه چیز از آن می آموزید؟! ...

فردی به دکتر مراجعه کرده بود؛ در حین معاینه، یک نفر بازرس از راه میرسد و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد.

دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میگذارد و میگوید:من دکتر واقعی نیستم! شما این پول را بگیر و بی خیال شو!

بازرس که پول را میگیرد، از در خارج میشود؟!

مریض یقه ی بازرس را میگیرد و اعتراض میکند... بازرس میگوید، منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی آمده بودم ولی تو که مریض هستی، میتوانی از دکتر قلابی شکایت کنی!!

مریض لبخند تلخی میزند و میگوید: اتفاقأ من هم مریض نیستم. آمده بودم چند روز استراحت استعلاجی بگیرم برای مرخصی محل کارم! ‌

"قصه ها برای "بیدار کردن" ما نوشته شدند؛ اما تمام عمر، ما برای "خوابیدن" از آن ها استفاده کرده ایم ...!"

ارسال نظر

نظرات کاربران