کدخبر: 14965
راستان نیوز | به گزارش راستان نیوز، شاید در سال های اخیر، در فضای سیاسی کشور، کسی به اندازه عارف، برخلاف سر و صدای زیاد رسانه ای مبنی بر حضور مجدد وی در میدان سیاست، بعنوان یک اصلاح طلب که معاونتِ رئیس جمهور دوره اصلاحات را نیز در سابقه دارد، برای کشور و از جمله اصلاح طلبان، بی خاصیت نبوده باشد. وی که استارت حضورش را در انتخابات سال 92 بعنوان نماینده طیف اصلاح طلب جامعه زد، هرگز نتوانست کمترین تاثیری را روی جمع کثیری از مردمِ هوادار اصلاح طلبان که آمده بودند بساط تندروها را جمع کنند، بگذارد و خیلی زود قافیه را که نه به رقیبان، بلکه به عدم جذابیت سیاسیِ خود باخت. بعد از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور نیز، توسط گروه جدید که از قبل پست ها را بین خود تقسیم کرده بودند، نتوانست علیرغم کنار رفتن از انتخابات ریاست جمهوری به نفع روحانی، موقعیتی در دولت داشته باشد. در انتخابات مجلس نیز با اینکه توانست به مجلس راه یابد اما سهمش از تاثیرگذاری در مجلس و سیاست ورزی در آن محیط، به اندازه سهم نماینده ای از یک شهر کوچک و شاید کمتر هم تقلیل یافت. شاید یکی از بزرگترین ضربه هایی که به اصلاح طلبان در این سال ها وارد شده و از اقبال مردم به آن ها به طرز بی سابقه ای کاسته و در سال های آینده بیشتر متوجه خواهند شد، همین عملکرد ضعیف و منفعلانه محمد رضا عارف در فضای سیاسی موجود ایران باشد، که اصلاح طلبی را نمایندگی می کند. سوال اساسی که اکنون مطرح است، اینکه هدف محمدرضا عارف از حضور مجدد در عرصه سیاست امروز ایران چه بوده است؟ آیا این حضور دستاوردی هم برای طیف اصلاح طلب جامعه به همراه داشته است؟ آیا شایسته نیست اصلاح طلبان واقعی که در حال حاضر،فضا را برای دولتیان باز گذاشته اند، حداقل برای مردم روشن کنند که وی جریان اصلاح طلبی را نمایندگی نمی کند؟! هرچند هر کسی از آحاد ملت حق دارد در تمام عرصه های سیاسی و به میل خود حضور داشته باشد و آقای عارف هم از این قاعده مستثنی نیست اما به ضعف کشاندن یک جریان قوی و تاثیرگذار کشور به واسطه ی صرفِ حضور در فضای سیاسی قابل قبول نخواهد بود.
ارسال نظر

نظرات کاربران