کدخبر: 14313

از ماه‌ها قبل، طبق معمول هر دو حزب نامزدهایی برای تصدی ریاست جمهوری آمریکا معرفی کردند. این نامزدها با یکدیگر برای بدل‌شدن به کاندیدای نهایی حزب رقابت کردند. یکی از این نام‌ها از آغاز سروصدای زیادی به‌راه انداخت. حتی بسیاری از ناظران و تحلیلگران خبره سیاست آمریکا هم فکر نمی‌کردند که او، دانلد ترامپ نامزد نهایی جمهوری‌خواهان باشد. اما به هر شکل، ترامپ وارد گردونه رقابت شد. سوالی که پیش می‌آید این است که واقعاً چه کسانی به او، با سابقه نه چندان مناسبش رای می‌دهد

راستان نیوز | این سوالی است که چند ماهی است زیاد به گوش می‌رسد. طرفداران کاندیداها در هر انتخابات معمولاً مشخص هستند. در آمریکا هم معمولاً کاندیداها روی طرفداران حزب خود برای رای‌آوری حساب می‌کنند. به گزارش راستان نیوز، هفته نامه معیار در شماره این هفته خود، این مطلب به قلم علیرضا گودرزی را منتشر کرد. این سوالی است که چند ماهی است زیاد به گوش می‌رسد. طرفداران کاندیداها در هر انتخابات معمولاً مشخص هستند. در آمریکا هم معمولاً کاندیداها روی طرفداران حزب خود برای رای‌آوری حساب می‌کنند. قاعده بر این است که هواداران جمهوری‌خواهان به کاندیدای حزب جمهوری‌خواه و هواداران دموکرات‌ها به کاندیدای حزب دموکرات رای دهند. در این میان، بخشی از تلاش کاندیداها صرف به میدان آوردن کسانی می‌شود که رای نمی‌دهند و یا جهت‌گیری سیاسی آنها بر مبنای گفته‌ها و یا برنامه‌های کاندیداهاست؛ نه حزب آنها. از ماه‌ها قبل، طبق معمول هر دو حزب نامزدهایی برای تصدی ریاست جمهوری آمریکا معرفی کردند. این نامزدها با یکدیگر برای بدل‌شدن به کاندیدای نهایی حزب رقابت کردند. یکی از این نام‌ها از آغاز سروصدای زیادی به‌راه انداخت. حتی بسیاری از ناظران و تحلیلگران خبره سیاست آمریکا هم فکر نمی‌کردند که او، دانلد ترامپ نامزد نهایی جمهوری‌خواهان باشد. اما به هر شکل، ترامپ وارد گردونه رقابت شد. سوالی که پیش می‌آید این است که واقعاً چه کسانی به او، با سابقه نه چندان مناسبش رای می‌دهد. قطعاً جب بوش برای کاندیدا شدن انتظار داشت که رای‌دهندگان به پدر و برادرش به او رای دهند. صرف نظر از ثروت خانوادگی، احتمالاً حامیان مالی پدر و برادر از او حمایت مالی می‌کردند. در حقیقت خاستگاه آرای او، همان خاستگاه آرای خانوادگی بوش‌ها بود. برنی سندرز در طرف مقابل، انتظار حمایت جوانان تحصیلکرده و طبقه متوسط شهری را داشت. شعارهای او تا حدی با شعارهای جنبش 99 همراستا بود و حمایت مالی مردمی را به جای حمایت مالی بنگاه‌های بزرگ و یا لابی‌های ثروتمند برگزیده‌بود. اما این گزینه‌ها توان رقابت با دو گزینه جدی‌تر احزابشان را نداشتند و در نهایت هیلاری کلینتون و دانلد ترامپ رقابت نهایی را شروع کردند. کلینتون که زمانی بانوی کاخ سفید بود و در سال 2008 رقابت درون‌حزبی را به رییس جمهور آینده ایالات متحده، باراک اوباما باخته‌بود، وارد گود شد. بعد از تجربه موفقیت‌آمیز حزب دموکرات در به‌قدرت‌رساندن اولین رییس جمهور رنگین‌پوست آمریکا، کلینتون آرزو دارد که اولین رییس جمهور زن آمریکا باشد. این فی‌نفسه برای فعالان مدنی و حقوق بشری، به‌ویژه زنان آنقدر دلچسب هست که قاطعانه از او حمایت کنند. اما طرف دیگر، مردی ایستاده که در نقطه مقابل اوست؛ از تحقیر جنسیتی زنان خودداری نمی‌کند و حتی به‌راحتی صحبت‌هایی شرم‌آور درباره دختر خودش مطرح می‌کند. باز هم همان سوال به ذهن می‌رسد: پس چه کسی به ترامپ رای می‌دهد؟ خاستگاه سیاسی ترامپ حزب جمهوری‌خواه است که در سیاست آمریکا حزبی دست راستی و محافظه‌کار محسوب می‌شود. برای بسیاری از هواداران این حزب، دیدن صحنه‌ای که جرج بوش پسر با ظاهری شبیه به کابوی‌ها سوار وانت می‌شود و در اراضی شخصی به گشت و گذار می‌پردازد، اطمینان حاصل می‌شود که این مرد سفید سنتی آمریکایی، می‌تواند امنیت آنها را تضمین کند. او هم با آگاهی از این مساله، سرووضع خود را شبیه جان وین یا کلینت ایستوود می‌کرد و از طبقات متوسط غیرشهری و سفیدپوستان سنتی کسب حمایت می‌کرد. ترامپ هم نه در ظاهر، که با حرف‌هایی که مورد پسند عامه سفیدپوستان با همان طبع است، سعی در جلب همان آرا دارد. برای مردم آمریکا که چند سال قبل با بحران اقتصادی روبرو شدند و خانه و شغل و پس‌اندازشان را از دست دادند، اکنون شرایط پایدار زندگی از از اولویت‌هاست. در نظر بعضی، کسی که توانسته کسب‌وکار خود را ارتقا دهد گزینه خوبی برای اداره جامعه است: زمانی که یک نفر می‌تواند خود سرمایه‌دار شود، احتمالاً می‌تواند ما را نیز صاحب سرمایه کند! این تصور را در میان رای‌دهندگان ایتالیایی به برلوسکونی هم می‌شد دید. از طرف دیگر، برای خرده‌فرهنگ‌هایی از همه جوامع افراد ثروتمند افرادی محترم و دانا به‌شمار می‌روند. عجیب نیست که بسیاری از مردم آمریکا نیز ترامپ را به دیده احترام نگاه کنند. گذشته از این، ارزش‌های بشری و نگاه‌های جدیدتر مبتنی بر حقوق بشر در همه جای جهان، حقوق و ارزش‌های برابر زنان و مردان را ترویج کرده‌است. این اما در میان شماری از دیدگاه‌های سنتی در جهان جایگاهی ندارد. در میان خرده‌فرهنگ‌هایی هنوز مردان در جایگاه متمایزی قرار دارند و حتی حقوق اولیه زنان محترم شمرده نمی‌شود. برای این افراد، ترامپ مناسب‌ترین گزینه برای اداره جامعه است. همین‌طور سفیدپوستانی که مشکلات موجود در جامعه آمریکا را ناشی از رنگین‌پوستان، لاتین‌ها یا سایر مهاجران می‌دانند، طرفداران دیگر ترامپ هستند. این ذهنیت را می‌شود به‌وضوح در میان بسیاری از آمریکایی‌ها دید. کسانی که حس می‌کنند مورد ظلم واقع شده‌اند و حق دارند در یک "آمریکای سفید" و ثروتمند زندگی کنند. ممکن است تصور این که در کشوری که بیش از 320 میلیون نفر جمعیت دارد، جمعیت حدود 10 میلیون نفری مهاجران غیرقانونی فقر و تبعیض و جرم آورده‌باشد برای ما خنده‌دار به‌نظر برسد، اما به هر حال در میان جمعیت حاشیه آمریکا این ذهنیت وجود دارد. در نهایت می‌توان گفت که هر کس به‌دنبال میانبر برای حل مشکلات جامعه است، به برتری نژادی به نژاد دیگر اعتقاد دارد، ثروتمندان را شایسته‌تر از دیگران می‌داند، و فکر می‌کند با گسترش خشم و کینه و تبعیض می‌توان به جامعه بهتری رسید، بالقوه می‌تواند یکی از حامیان ترامپ باشد. باید منتظر اعلام نتایج نهایی انتخابات آمریکا ماند و دید که نسبت این آدم‌ها به کل جمعیت آمریکا چقدر است.
ارسال نظر

نظرات کاربران