کدخبر: 3364
راستان نیوز | به گزارش راستان نیوز، به دنبال اخبار پی در پی مربوط به کلاهبرداری بد نیست که یادی از از شعر جوجه ی نافرمان دوران دبستان بکنیم. آنچه که در جامعه امروز ایران در حال وقوع است عدم توجه داستان ساده نصیحت مرغ هشیار به جوجه ی خود است که می تواند به سادگی داستان همه ی ما باشد. کلاهبرداری جرم بسیار نکوهیده و غیر قابل بخششی است، اما برخلاف بسیاری از جرم های دیگر نظیر دزدی یا قتل یا تجاوز به عنف که فرد مقابل، توان دفاع از خود را ندارد در موضوع کلاهبرداری فردی که مورد سوء استفاده قرار گرفته نیز در این ماجرا کاملا مقصر است. علت این تقصیر نیز بر می گردد به طمع و بی فکری افراد مالباخته ، چرا که اگر این افراد کمی دقت به خرج می دادند و طمع نمی کردند، براحتی می توانستند از این سوء استفاده ها دور بمانند، مگر در مواردی که کلاهبرداران بسیار پیچیده عمل کرده باشند که در ایران این موارد بسیار نادر هستند. بعنوان مثال اگر قیمت خودرویی در بازار 20 میلیون تومان باشد و کلاهبرداری قیمت 15 میلیونی پیشنهاد دهد و یا در فروش امتیازات اضافی و خارج از عرف به خریدار دهد، خریدار باید بلا فاصله شک کرده و از انجام معامله منصرف شده و طمع نکند یا زمانی که بانک های کشور سود 20 در صدی به مشتریان می دهد و موسسه ای هر چند معروف، سود خارج از عرف مثلا 30 در صد یا بیشتر به مشتریانش پیشنهاد می دهد نباید افرا د طمع کرده و به امید سود بیشتر دارایی خود را در معرض خطر قرار دهند. می توان مثال های بسیاری از روش های کلاهبرداران که در رسانه های مختلف به اطلاع مردم رسیده بیان کرد ولی مهمترین عاملی که می تواند به یاری افراد جامعه بیاید دور کردن طمع از وجود خود است. این به معنای مبرا دانستن افراد سود جو از عمل شرم آورشان نیست، بلکه اشخاصی که مورد سوء استفاده ناشی از کلاهبرداری قرار می گیرند هم بخشی از ماجرا بوده و تا حد زیادی مقصرند. کافی است مردم عزیز هرگاه با افراد چرب زبان و امتیازات خارج از عرف شخص یا شرکت یا موسسه ای روبرو شدند یاد همان شعر دوران کودکی بیفتند که شاعر می گوید: گفت با جوجه مرغکی هشیار که ز پهلوی من مرو به کنار گربه را بین که دم علم کرده گوش ها تیز و پشت خم کرده چشم خود تا به هم زنی بردت تا کله چرخ داده ای خوردت جوجه گفتا که مادرم ترسوست به خیالش که گربه هم لولوست گربه حیوان خوش خط و خالیست فکر آزار جوجه هرگز نیست سه قدم دورتر شد از مادر آمدش آنچه گفته بود برسر گربه ناگاه از کمین برجست گلوی جوجه را به دندان خست برگرفتش به چنگ و رفت چو باد مرغ بیچاره از پی اش افتاد گربه از پیش و مرغ از دنبال ناله ها کرد زد بسی پر و بال لیک چون گربه جوجه را بربود ناله ی مادرش ندارد سود
ارسال نظر

نظرات کاربران