کدخبر: 1730
راستان نیوز | کشورهای در حال گذار یا در حال توسعه عموما با مسائل اجتماعی نظیر بیکاری, طلاق, فساد اداری و اعتیاد درگیر هستند. بعقیده جامعه شناسان، تحمل درجات معینی از مشکلات اجتماعی, بهاییست که برای گذر از مسیر توسعه پرداخت میشود. در کشور ما دلایل کاهش گرایش به ازدواج و افزایش طلاق, بر کسی پوشیده نیست. بیکاری, بالا بودن هزینه مسکن, رکود و تورم از عوامل اصلی و مهم این مسئله اجتماعی میباشد. اما در کشورهای توسعه یافته نیز ما با پدیده کاهش ازدواج و افزایش طلاق روبرو هستیم. جامعه شناسان دلایل متعددی را برای این پدیده اجتماعی مطرح کرده اند که در ادامه به آن میپردازیم. لازم به توضیح است که موضوعاتی مانند طلاق, در کشورهای توسعه یافته, از لیست مسائل اجتماعی خارج شده است؛ برای مثال از سال ۱۸۸۶ موضوع طلاق در کشور فرانسه دیگر یک مسئله اجتماعی نیست و اصطلاحا کشورهای توسعه یافته Trouble Shooting دارند. بعلت وجود مبانی ارزشی و اخلاقی در فرهنگ ایرانی و اسلامی, جامعه ایرانی، نهاد خانواده را مقدس میداند و طلاق بعنوان مسئله اجتماعی در نظر گرفته میشود. مسئله اجتماعی، واقعیتی اجتماعی است که متضمن شرایط مشکل زایی در جامعه بوده و حاوی رنج و محنتی برای آحاد جامعه باشد. لازم به توضیح است, عوامل مهمی از علل طلاق و کاهش ازدواج وجود دارند که کمتر به آن پراخته میشود ولی ما برای روشن شدن این دلایل در جوامع امروزی که بسیار با اهمیت جلوه مینمایند؛ به اهم آنها میپردازیم. ۱- امروزه بر ارزشها و معیارهای ازدواج افزوده شده است؛ یعنی افراد علاوه بر ارزشها و انگیزه های معمول که از گذشته برای ازدواج وجود داشته, معیارهای جدید و والاتری را طلب میکنند بطوریکه جوان امروز بدنبال هیجان های عاطفی و لذت بردن و بهره بیشتر از زندگیست؛ و نه صرفا بدست آوردن آن سبک زندگی که از گذشته های دور ساختار زندگی پدران و مادران ما را تشکیل می داده است. ۲- بدنبال رشد و توسعه جوامع و تخصصی شدن فعالیتها و تقسیم کار, کارکردهای خانواده کم رنگ شده است و بسیاری از نقشهای مهم اجتماعی که بعهده خانواده بود, به نهادهای اجتماعی مانند آموزش و پرورش واگذار شده است و این انتقال نقشها, خانواده را کم کارکرد و نقش آن را کم رنگ کرده است. ۳- بحران وجدان جمعی در جامعه باعث شده است که هنجار شکنی هایی مانند طلاق کمتر با مقاومت اجتماعی روبرو گردند. تحولات و سر در گمی های ارزشی یا آنومی ارزشی در اجتماع, به ایجاد ارزشها و هنجارهای جدید منجر شده است و به مرور ارزشها و هنجارهای جدید می روند تا در بستر اجتماعی نهادینه گردند. ۴- با افزایش سرعت تغییرات و تحولات علم و فناوری در دنیای امروز, جوامع از قالب ایستایی به سمت پویایی و تغییر حرکت میکنند و این تغییرات نهایتا تحولات و تغییرات دیدگاهها را ایجاد کرده که تغییرات ارزشی و هنجاری در پی آن گریز ناپذیر می نماید ۵-گرایش به ایده آلیسم توسعه ای نیز از عوامل دیگر است. به این معنی که گرایش برای رسیدن به جامعه توسعه یافته غربی و دستیابی به رفاه و کامیابی موجود در این جوامع, با الگو برداری از آنها در تمامی مصادیق اجتماعی میسر میگردد. ۶- در قواعد زندگی امروز, بحث هزینه و فایده از مهمترین مباحث زندگی اجتماعی و اقتصادی میباشد. این نگرش و دیدگاه به تمامی جنبه های زندگی تسری یافته و نگاه به زندگی زناشویی نیز از این دیدگاه در امان نمی ماند. بالاتر بودن سود انحلال زناشویی بر هزینه های آن، از عوامل دیگر طلاق محسوب میشود. ۷- عدم تحقق انتظارات و برآورده نشدن نیازهای زندگی امروز, از عوامل دیگر طلاق بشمار میرود. ۸- دستیابی به قدرت و منزلت از خواسته های مهم افراد در زندگی زناشویی است که هر یک بدنبال تسلط بر دیگری و دستیابی بیشتر به احترام و منزلت هستند و همین عامل, کشمکشهای خانوادگی را بدنبال خواهد داشت. ۹- خودمیان بینی از دیگر عوامل افزایش طلاق است. بدین مفهوم که هر گاه دیگری را با ارزشها و معیارهای خودمان ارزیابی کنیم, دچار خود میان بینی شده ایم که جلوه ای از خود گرایی است. همین امر تاثیرات منفی بر روابط زناشویی میگذارد. ۱۰- کم رنگ شدن ارزش تعلقات عاطفی برای انتخاب همسر و ارزش قرار گرفتن معیارهای مادی بعنوان مهمترین معیار ازدواج، که صد البته در شرایط اجباری زندگی امروز, اجتناب ناپذیر نیز رخ می نماید، از عوامل دیگر طلاق محسوب می گردد! پیمانه عسگری
ارسال نظر

نظرات کاربران