کدخبر: 16036

چرا هیچ شاخصی برای آمادگی ذهنی مدیران وجود ندارد؛

مدیران ما برای مواجهه با شرایط سخت آماده‌گی روحی کافی ندارند، اصلا آنها برای چنین وضعیتی تربیت نشده اند، زیرا نسل فعلی مدیران با کسانی که در ۸سال دفاع مقدس مدیریت جنگ را به آنها سپردیم تفاوت های زیادی دارند و از درجه اهمیت به مراتب کمتری برخوردارند.

راستان نیوز |

 از آغاز بحران سفید در فصل نارنجی حدود 10 روز می گذرد و از آن روز تا به حال استان مازندران عملا تعطیل بوده است. اگر نگاهی به اخبارِ خبرگزاری ها و رسانه های مازندران بیاندازید خواهید دید که 90درصد اخبار مستقیما درباره برف و آب و هوا است و باقی آنها نیز در حواشی همین اتفاق می گذرد.

نه جلسه ای برگزار می شود، نه بازدیدی از پروژه ها به عمل می آید، نه سخنرانی مهمی می شود و نه پروژه ای افتتاح می گردد.

خالیِ خالی مثل شهرک های فیلم های وسترن. با خودم فکر کردم اگر این بحران 1 یا 2 ماه ادامه پیدا می کرد تکلیف اداراتی مثل صنعت و معدن، تعاون و کار، فرهنگ و ارشاد، میراث فرهنگی و... چه بود؟

آیا منطقی است که با یک برف ساده، چنین وضعیتی در استانی راهبردی مثل مازندران ایجاد شود؟ این برف حواس همه را به خودش جمع کرده و فراموش کرده ایم زندگی روزمره برنامه هایی می طلبد که بدون اجرای آنها در آینده در آستانه خطراتی اجتناب ناپذیر و ناگهانی قرار می‌گیریم.

قرار گرفتن در چنین وضعیتی نشان دهنده ضعف روحی مسئولان ماست. فراموش نکنیم مدیریت به معنای ایجاد هماهنگی در راستای توسعه و حفظ ثبات است. مدیر کسی است که وقتی با بحرانی روبرو می شود قدرت تحلیل و درگیری با آن را داشته باشد، نه اینکه همه چیز را تعطیل کرده و برای حل یک مشکل بسیج نماید.

مدیران ما برای مواجهه با شرایط سخت آمادگی روحی کافی ندارند، اصلا آنها برای چنین وضعیتی تربیت نشده اند، زیرا نسل فعلی مدیران با کسانی که در 8سال دفاع مقدس مدیریت جنگ را به آنها سپردیم تفاوت های زیادی دارند و از درجه اهمیت به مراتب کمتری برخوردارند.

مقایسه محمد همت، مهدی باکری، محسن رضایی، صیاد شیرازی، حسن باقری و امثال آنها با مدیران فعلی به روشنی نشان می دهد که تا چه اندازه در حوزه مدیریت بحران با افول نیروی انسانی نخبه روبرو هستیم. آمادگی روحی فراتر از آمادگی جسمانی یا آمادگی زیرساختی است. ما حتی اگر برای این بحران آماده بودیم، ابزار مورد نیاز را داشتیم اما از نظر روحی تجربه و آماده‌گی چنین مصافی را نداشتیم، بازهم شکست می خوردیم.

وقتی از ضعف روحی حرف می‌‌زنم دایره‌ی مقصودم محدود به مواقع بحران نیست. مدیرانی که قدرت ذهنی بالا و آمادگی روحی مناسبی دارند در نهایت مدیران ریسک‌پذیرتری هستند و تجربه نشان داده است توسعه از دل افزایش کمّی و کیفی چنین مدیرانی حاصل می شود.

این بحران فقط زنگ خطری بود برای آزمایشی مهم. آزمونی که در هرسال چندبار تکرار می شود اما هیچ نهادی برای بررسی دلایل اصلی وسعت بحران تشکیل نمی شود. هیچ گروهی از روانشناسان مدیران درگیردر بحران و کارمندان ذی ربط را مورد مطالعه قرار نمی دهد. هنگام استخدام در دولت هیچ آزمون خاصی برای سنجش آمادهی روحی و ذهنی داوطلبان وجود ندارد و این یعنی ما دولت را پر از نیروهایی کرده‌ایم که هیچ شناختی از قدرت تحلیل آنها نداریم.

این البته مخصوص به مازندران نیست، اما در مازندران بیشتر از دیگر نقاط کشور به چشم می‌آید. سطح مدیران مازندران با سطح توانایی ها و دارایی های مازندران برابر نیست. فاصله زیاد این دو باعث هدررفت و درجا زدن استان خواهد شد.

مازندران برای توسعه، بیش از هرچیز نیازمند نیروهای متخصص، تحلیلگر و شجاع است که در موقع نیاز، چشمشان به بالادستی‌ها نباشد و فقط مثل یک ربات عمل نکنند، بلکه وقتی در مخمصه گرفتار شدند ضمن کنترل خودشان راه های برون رفت را لیست کنند، شیوه محاسبه هزینه و فایده هر ایده را بلد باشند و دست آخر اینکه شجاع باشند. شجاعت اینکه تصمیم بگیرند. نیروهایی که فارغ از احساسات سطحی و انجام وظایف روزمره توانایی مواجهه با بحران و قرار گرفتن در مسیر متناقض توسعه را داشته باشند.

از این دست نیروها به تعداد انگشتان یک دست هم نداریم. این فقدان بزرگترین مشکل مازندران برای توسعه است.

منبع عبارت

ارسال نظر

نظرات کاربران