کدخبر: 15624

میگویند در اوایل انقلاب فرانسه، سه نفر محکوم به اعدام با گیوتین شدند، آنها عبارت بودند از یک کشیش، وکیل دادگستری و فیزیکدان.

راستان نیوز |

راستان نیوز | میگویند در اوایل انقلاب فرانسه، سه نفر محکوم به اعدام با گیوتین شدند، آنها عبارت بودند از یک کشیش، وکیل دادگستری و فیزیکدان.

در هنگام اعدام، کشیش پیش قدم شد، سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد : حرف آخرت چیست؟

کشیش گفت : خدا ...خدا...خدا... او مرا نجات خواهد داد.

وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد. مردم تعجب کردند، و فریاد زدند: آزادش کنید... خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت.

نوبت به وکیل دادگستری رسید، از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟ گفت : من مثل کشیش خدا را نمی شناسم ولی عدالت را بیشتر می دانم. عدالت، عدالت، عدالت... گیوتین پایین رفت، اما نزدیک گردنش ایستاد، مردم متعجب گفتند: آزادش کنید... عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد.

آخر کار نوبت فیزیکدان رسید. سؤال شد، آخرین حرفت را بزن، گفت : من نه کشیشم که خدا را بشناسم و نه وکیلم که عدالت را بدانم، اما من می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود ... با نگاه دریافتند و گره را باز کردند، تیغ بران برگردن فیزیکدان فرود آمد و آنرا از تن جدا کرد.

گفته اند : لازم است گاهی دهانت را بسته نگاه داری، هر چند حقیقت را بدانی !

چه فرجام تلخی دارند آنان که به «گره ها» اشاره میکنند!